عشق = مادر
بهترین هدیه ای که سال 90 گرفتم این جملات بودن!

من یک رزم آور نورم!!!!!

 

هر رزم آور نور، پیش از این از ورود به نبرد ترسیده.

هر رزم آور نور، پیش از این خیانت و دروغ دیده.

هر رزم آور نور، پیش از این ایمانش به آینده را از دست داده.

هر رزم آور نور، پیش از این به راهی گام گذاشته که راهٍ او نبوده.

هر رزم آور نور، پیش از این به خاطر مسایل بی اهمیت رنج کشیده.

هر رزم آور نور، پیش از این شک کرده که رزم آور نور نیست.

هر رزم آور نور، پیش از این گفته آری، حال انکه مقصود وی نه بوده.

هر رزم آور نور، پیش از این رنجانده کسی را که دوستش داشته.

برای همین رزم آور نور است؛ همه این ها را تاب آورده، اما امیدش به بهروزی را از دست نداده.

 

پ.ن: میگن لحظه سال تحویل دعا کنیم پس من دعا می کنم که همه موجودات عالم شاد باشن و خوشحال و سلامت و ما انسان ها هم درک کنیم که انسانیم و به جای هر روز دور شدن از خودمون و خدامون و انسانیت، هر روز انسان تر بشیم.از هر کی هم که هر وقت این نوشته رو می خونه خواهش می کنم واسه دوست منم از ته دل دعا کنه چون نمی دونید دارید واسه چی کسی دعا می کنید میشه دعای بی منت و تاثیرش به زندگی خودتون برمیگرده.

سال نو مبارک ان شاالله دل هامونم نو بشه.


[ ]
+
 
گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟
گفتم: خدایا دلم را ربودند  گفت: پیش از من؟
گفتم: خدایا چقدر دوری    گفت: تو یا من؟
گفتم: خدایا تنها ترینم       گفت: پس من؟
گفتم: خدایا کمک خواستم  گفت: از غیر من؟
گفتم: خدایا دوستت دارم   گفت: بیش از من؟
کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت،
سفری بی همراه،
گم شدن تا ته تنهایی محض،
یار تنهایی من با من گفت:
هر کجا لرزیدی،
از سفرترسیدی،
تو بگو، از ته دل
من خدا را دارم...

[ ]
+
نجوای دل

 

امشب دلم کوله باری از دلتنگی است، دلتنگ لحظه های با تو بودن و حسرت ایام. چرا سحر نمی شود؟! شیشه دلم نازک شده است و شکننده و بار این دلتنگی سنگین و این نحیف تاب تحمل ندارد.

چه رویای زیبایی این که صبح، هنگامی که دیدگان خسته ام را به دریچه دنیا می گشایم خود را جایی می یافتم که سال هاست از او فقط حسرتی به جا مانده و طعم شیرینی که حال برایم ناممکن شده است و دست نیافتنی.

معبود من، نمی دانم به چه روی از تو چیزی طلب کنم که جرات نگریستن در چشمان نافذ و خدایی تو را ندارم اما تو را به همان لحظه های ناب از دست رفته ام سوگند خود را و بهانه های با تو بودنم را به من باز گردان که سخت آشفته حالم و تسکین این دل بیمارم تو هستی.

 

پ.ن: سلام اینو واسه دوستانی مینویسم که شاید بعضی هاتون رو 5 یا 6 سال یا شایدم بیشتر تو این دنیای مجازی و خالی از هر فریبی می شناسم و تو این سال ها همیشه هر حسی داشتم باهاتون صادقانه در میون گذاشتم و خب شما هم تنهام نگذاشتید و همیشه مورد لطف و مهربونی هاتون بودم و حتی با وجود تاخیرهای خیلی زیادم بازم فراموشم نکردید اما بازم مثل همیشه تمنای همیشگی رو ازتون دارم هر وقت اومدید اینجا یا یاد من افتادید همون لحظه با دلتون و از عمق وجودتون برای دوست من دعا کنید که بازم مثل همیشه خدا کمکش کنه و هر روز به انسانیت و آدمیت بیشتری برسه چرا که ایمان دارم لیاقت انسان بودن رو آرامش رو داره.مطمئن باشید تاثیر این دعاهای بی توقع واسه یه کسی که اصلا نمیشناسینش به روح و زندگی خودتون بر می گرده.

ان شاالله...

واسش دعا کنید....

 


[ ]
+
کودکی

تا کجا من اومدم؟

چطوری برگردم؟

چه درازه سایه ام

چه کبود پاهام

من کجا خوابم برد؟

یه چیزی دستم بود، کجا از دستم رفت؟

من می خوام برگردم به کودکی

قول می دم که از خونه پامو بیرون نذارم

سایه ام رو دنبال نکنم

تلخ تلخم مثل یک خارک سبز

سردمه و می دونم

هیچ زمانی دیگه خرما نمی شم

چه غریبم روی این خوشه سرخ

من می خوام برگردم به کودکی

_ نمی شه کفش برگشت برامون کوچیکه.

_ پا برهنه نمی شه برگردم؟

_ پل برگشت توان وزن ما رو نداره، برگشتن ممکن نیست.

_ برای گذشتن از نا ممکن کی رو باید ببینم؟

_ رویا را.

_ رویا را؟ کجا زیارت بکنم؟

_ در عالم خواب.

_ خواب به چشمام نمیاد!

_ بشمار تا سی بشمار، یک و دو.

_ یک و دو

_ سه و چهار.

_ سه و چهار ....

پ. ن: دعا واسه دوست منو هیچ وقت فراموش نکنید!!!لطفا.


[ ]
+
برای تو که تنها محرم اسراری خدای من!

تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست

غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصل را
بر سفره ی رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیست

حوای من بر من نگیر این خودستایی را که بی شک
تنهاتر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست

آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم
تا روشن ام شد در میان مردگان ام همدمی نیست

همواره چون من نه! فقط یک لحظه خوب من بیندیش
_ لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست

من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم
شاید برای من که همزاد کویرم شبنمی نیست

شاید به زخم من که می پوشم ز چشم شهر آن را
در دستهای بی نهایت مهربانش مرهمی نیست

شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر اگرچه
اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست


[ ]
+
یا رفیق من لا رفیق له

دلت گرفته؟

خب دله دیگه!

اصلا هر کی دل داره دلش می گیره.

_می خوای یه راهی نشونت بدم دلت وا شه؟ چشاتو ببند؛چی می بینی؟

_هیچ کس!

_ خب هیچ کس همه کسه دیگه،همه کس هیچ کسه.


[ ]
+
مرگ من

مرگ من

تولدی با شکوه

در جشن خاک است.

مرگ می رقصد،

و من هم با او

چه ضیافتی امشب بر پاست.

این چه ساز شومی ست،

در جشن مرگم می زنید؛

زود خاموشش کنید.

گریه را سر ندهید،

خنده ام می گیرد.

دست من

خالی نیست.

آسمان

جای من است،

و زمین مال من است،

و زمین مال تو نیست.

زندگیتان یک کماست.

هوش تان بی هوشی است.

دیدنی نیست سیاهی در شب

روزتان هم روز نیست.

گریه را سر ندهید،

خنده ام می گیرد.

 

پ.ن: این شعر از یه شاعر جوونه که اولین کتاب شعرش رو تو نمایشگاه کتاب امسال خریدم خانم اعظم اسماعیلی.

 


[ ]
+
 

اگر چه نزد شما تشنه سخن بودم

کسی که حرف دلش را نگفت من بودم

دلم برای خودم تنگ می شود  آری:

همیشه بی خبر از حال خوشتن بودم

نشد جواب بگیرم سلام هایم را

هر آنچه شیفته تر ار پی خویشتن بودم

چگونه شرح دهم عمق خستگی هایم را

اشاره ای کنم : انگار کوه کن بودم

من آن زلال پرستم در آب گند زمان

که فکر صافی آبی چنین لجن بودم

غریب بودم . گشتم غریب تر اما:

دلم خوش است که در غربت وطن بودم

 

پ.ن: سلام این مطلبم رو دارم بازم با تاخیر خیلی طولانیه چند ماهه می نویسم! این بار از هر کسی که این صفحه رو میبینه فقط می خوام که واسه دوستم دعا کنه در اصل نیاز به همیاریتون دارم هر کس با هر دید و منطقی که داره,با هر دین و ایمانی که داره و به وجود قدرتی والاتر از همه نیروها به اسم خدا اعتقاد داره می خوام  واسه دوست من دعا کنه که زندگیش فقط به معجزه بستست....

 از همتون ممنونم و دوستتون دارم

 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!