عشق = مادر
بازهم اولين ها

سلام خيلی وقته که از موضوعات اولين ها ننوشتم امروز می خوام چند مورد درباره اتومبيل و مسائل مربوط به اون بنويسم:

ـ اولين گواهينامه اتومبيل در ايران در سال 1301 ه. ش. صادر شد. در آن زمان فقط 20 نوع علايم راهنمايي و رانندگي وجود داشت.

ـ اولين کسي که در تصادف اتومبيل در ايران جان خود را از دست داد مرحوم درويش خان، نوازنده و موزيسين مشهور در سال 1305 بود که سوار درشکه بوده و با اتومبيل تصادف نمود و درگذشت. بعد از مرگ درويش خان، دولت به فکر تهيه آئين نامه و مقررات راهنمايي افتاد. 

ـ اولين پلاک در دوران صدارت " وثوق الدوله " 1298 به اتومبيلها و گاريها پلاکهايي چسبانده شد و هر يک از آنها داراي شماره اي شدند که اداره بلديه ( شهرداري ) روي آن چسپانده بود.

 


[ ]
+
دختر و بهار

دختر كنار پنجره تنها نشست و گفت
اي دختر بهار حسد مي برم به تو
عطر و گل و ترانه و سر مستي ترا
با هر چه طالبي بخدا مي خرم ز تو
 بر شاخ نوجوان درختي شكوفه اي
با ناز ميگشود دو چشمان بسته را
ميشست كاكلي به لب آب تقره فام
آن بالهاي نازك زيباي خسته را
خورشيد خنده كرد و ز امواج خنده اش
بر چهر روز روشني دلكشي دويد
موجي سبك خزيد و نسيمي به گوش او
رازي سرود و موج بنرمي از او رميد
خنديد باغبان كه سرانجام شد بهار
ديگر شكوفه كرده درختي كه كاشتم
دختر شنيد و گفت چه حاصل از اين بهار
 اي بس بهارها كه بهاري نداشتم
خورشيد تشنه كام در آن سوي آسمان
گويي ميان مجمري از خون نشسته بود
مي رفت روز و خيره در انديشه اي غريب
دختر كنار پنجره محزون نشسته بود

 

                                                                                              فروغ فرخزاد

 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!