عشق = مادر
 

اگر چه نزد شما تشنه سخن بودم

کسی که حرف دلش را نگفت من بودم

دلم برای خودم تنگ می شود  آری:

همیشه بی خبر از حال خوشتن بودم

نشد جواب بگیرم سلام هایم را

هر آنچه شیفته تر ار پی خویشتن بودم

چگونه شرح دهم عمق خستگی هایم را

اشاره ای کنم : انگار کوه کن بودم

من آن زلال پرستم در آب گند زمان

که فکر صافی آبی چنین لجن بودم

غریب بودم . گشتم غریب تر اما:

دلم خوش است که در غربت وطن بودم

 

پ.ن: سلام این مطلبم رو دارم بازم با تاخیر خیلی طولانیه چند ماهه می نویسم! این بار از هر کسی که این صفحه رو میبینه فقط می خوام که واسه دوستم دعا کنه در اصل نیاز به همیاریتون دارم هر کس با هر دید و منطقی که داره,با هر دین و ایمانی که داره و به وجود قدرتی والاتر از همه نیروها به اسم خدا اعتقاد داره می خوام  واسه دوست من دعا کنه که زندگیش فقط به معجزه بستست....

 از همتون ممنونم و دوستتون دارم

 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!