عشق = مادر
کودکی

تا کجا من اومدم؟

چطوری برگردم؟

چه درازه سایه ام

چه کبود پاهام

من کجا خوابم برد؟

یه چیزی دستم بود، کجا از دستم رفت؟

من می خوام برگردم به کودکی

قول می دم که از خونه پامو بیرون نذارم

سایه ام رو دنبال نکنم

تلخ تلخم مثل یک خارک سبز

سردمه و می دونم

هیچ زمانی دیگه خرما نمی شم

چه غریبم روی این خوشه سرخ

من می خوام برگردم به کودکی

_ نمی شه کفش برگشت برامون کوچیکه.

_ پا برهنه نمی شه برگردم؟

_ پل برگشت توان وزن ما رو نداره، برگشتن ممکن نیست.

_ برای گذشتن از نا ممکن کی رو باید ببینم؟

_ رویا را.

_ رویا را؟ کجا زیارت بکنم؟

_ در عالم خواب.

_ خواب به چشمام نمیاد!

_ بشمار تا سی بشمار، یک و دو.

_ یک و دو

_ سه و چهار.

_ سه و چهار ....

پ. ن: دعا واسه دوست منو هیچ وقت فراموش نکنید!!!لطفا.


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!