عشق = مادر
خدا از هر کسی مهربونتره

یادت هست خوابیده بودی ؟ بارون اومد یکی میزد به شیشه.از خواب پریدی و پرسیدی:کیه؟

اما کسی جوابتو نداد،رفتی کنار پنجره و از پنجره بیرونو نگاه کردی که ببینی کی بود. حالا یادم نیست عاشق کدومشون شدی.

عاشق بارون شدی که اروم و ریز ریز می بارید یا عاشق گنجشگ ها شدی که همین طوری زیر بارون این ورو اون ور میپریدن و جیک جیک می کردن یا عاشق برگای درختا که زیر همون بارون شسته میشدن و پاک میشدن و جلا و زندگی می گرفتن یا شایدم عاشق خدایی شدی که اون بارونو روی سر گنجشکا و برگای درختا میریخت؟

تو خودت یادت هست؟

                          ................................................................................

اگه کسی از درخت زرد آلو بپرسه :از وقتی که هسته بودی تا الان که درخت تنومندی شدی چی از همه بیشتر بهت سخت گذشته؟

میگه:یکی اون زمستون اول که هوا سرد شد و زمینا یخ زدن و یخ پوستم رو ترکوند و یکی هم اون سالی که باغبون اومد و با نیش چاقوش پوستم رو چاک داد و پیوند زد.

درخت زردآلو راست می گه بهش سخت گذشته و حواسش نیست که اگه اون سرما و یخبندان نبود پوستش نمی ترکید توی باغچه می پوسید و اگه اون نیش چاقو رو نمی خورد تا دنیا دنیاس بی بار میموند.

   

                           ..............................................................................


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!